پرسش : حضرت آیت ا... العظمی جناتی ! حديثى از پيامبر(ص) به صورتهاى مختلفى نقل شده، از جمله: لا يفلح قوم تملكهم أمرأة يعنى رستگار نخواهند شد مردمى كه زن بر آنها فرمانروايى كند
لا يفلح قوم وليتهم أمرأة يعنى رستگار نخواهند شد مردمى كه زنى سرپرستى آنها را بر عهده گيرد
لا يفلحقوم يملك رأيهم أمرأة يعنى رستگار نخواهند شد قومى كه رأى آنها در اختيار زنى باشد
لا يقدّس اللّه أمة قادتهم أمرأة يعنى خداوند گرامى نمىدارد مردمى را كه زنى آنها را رهبرى كند
شما اين حديث را چگونه ارزيابى مىفرماييد؟
پاسخ : اين حديث از جهات عديده مورد نقد و اشكال مىباشد
از نظر سند ضعيف است چون راوى آن جوانى به نام «ابوبكره» است. اين جوان از كسانى بود كه خيلى به عايشه اظهار ارادت مىكردو هنگامى كه جنگ جمل شروع شد به او گفتند: هميشه مىگفتى عايشه، عايشه، عايشه، حال براى يارى او بيا و آماده جنگ شو. «ابوبكره» براى فرار از جنگ در مقام پاسخ گفت: من مىخواهم خودم را فداى عايشه بكنم ولى چه كنم كه سخن پيامبر من را از شركت در جنگبازمىدارد، زيرا او فرمود: قومى كه زن سرپرستى آن را عهدهدار باشد رستگار نمىشود. يعنى او براى حفظ جانش (كه در جنگ شركت نكند) اين حديث را ساخت؛
از نظر دلالت نيز اشكالپذير است، زيرا با بررسى زمان صدور حديث مىبينم كه همزمان با اواخر دوره ساسانيان است و در آن زمان بر اثر نبودن مردان آگاه و در نتيجه نزاعها و خونريزىها، سلطنت ساسانيان رو به اضمحلال و انقراض بود و ايران در شرايط بسيار بدىاز نظر سياسى و اجتماعى قرار داشت و پس از كشته شدن خسرو پرويز، مىخواستند سلطنت ساسانيان را از طريق دختران خاندان سلطنتى پوراندخت و آذرميدخت) حفظ كنند، از اين رو پوراندخت يك سال و هفت ماه و پس از او خواهرش آذرميدخت، چند ماهى بر ايران حكومت كردند. در اين حالت و بر فرض اگر اين حديث درست و از پيامبر باشد، در مورد خاص و در شرايط زمانى خاصى بوده است و از اين روفرمودند: مردمى كه بخواهند پوراندخت حاكمشان باشد رستگار نخواهند شد و اين گوياى آن نمىباشد زنى كه واجد شرايط است در هيچ زمانى نمىتواند زمامدار امور شود؛صلاح نيست» در حديث «ابوبكره» معنايش «حرمت» نيست؛
مسأله حكومت در اين زمان با آن زمان تفاوت دارد، زيرا در آن زمان حكومتها داراى مقرراتى نبودهاند، ولى امروزه چنين نيست زيرامقرراتى وجود دارد؛با بررسى مجموع ادله و احاديث به دست مى ا يد كه احراز مسئوليتها، بيشتر منوط به مديريت، مهارت و تدبير در اداره امور است. آنكه توانايى بر اداره كردن دارد مىتواند آنها را تصدى كند، چه مرد باشد و چه زن
اما احاديث ديگرى در باره زنان در زمينه مسأله مورد بحث در مصادر حديثى وجود دارد كه برخى از آنها از نظر سند و برخى از نظردلالت و برخى ديگر از نظر سند و از نظر دلالت ضعيف و ناتمام مىباشند
اين عوامل و اسباب در طول تاريخ موجب شد كه زنان درمرحله نازلتر در جامعه قرار بگيرند و از سهيم بودن در مسئوليتهاى اجتماعى و سياسى محروم بمانند و تنها كار آنها منحصر به كارهاىداخل منزل گرديد كه اگر اين عوامل در جامعه استمرار داشته باشند، اين امكان وجود نخواهد داشت كه آنان بتوانند از وظايف اجتماعى ومزاياى آنها برخوردار شوند.
در بين عوامل مؤثر عاملى كه از همه بيشتر در محروم بودن زنان از حقوق اجتماعى نقش داشته احاديث ضعيف بوده است
پرسش :حضرت آیتا... العظمی جناتی ! امروزه چه تحولى در زمينه وضعيت اجتماعى زنان و تضعيف عوامل مؤثر در محروميت آنها به وجود آمده است؟
پاسخ : امروزه با تلاش و كوشش آگاهان به موازين فقه اجتهادى، عواملى كه باعث محدوديت بانوان در عرصههاى گوناگون اجتماعىبودهاند، تا اندازهاى متحول شدهاند و در نتيجه تحول آنها، ديد افراد جامعه نسبت به زنان عوض شده و ذهنيت آنان در باره آنها كه بر اثرگفتههاى افراد ناآگاه و جاهلان عالمنما پديد آمده ، متحول گشته و بر اين مسأله اذعان شده كه زنان مانند مردان مىتوانند كارها و وظايف اجتماعى و سياسى را تصدى كنند و از عهده مسئوليت برآيند
امروزه كه در جامعه اسلامى زمينه پيشرفت براى بانوان در همه ابعاد زندگىبر اساس موازين اسلامى و ارزشهاى معنوى پديدار گرديده، برزنان است كه در عرصههاى ياد شده وارد شوند و استعدادها، شايستگىها،ابتكارات و توانايىهايى خويش را ارائه دهند و نقش سازنده، ارزنده و مفيد خود را در شئون مختلف شكوفا سازند
متأسفانه به رغم پيدايش زمينه براى شركت آنان در عرصههاى ياد شده، هنوز به ايشان مديريتها و مقاماتى كه توانايى و شايستگى دارند داده نشده است، با اينكه براى همگان ثابت شده كه توانايى آنها در مسائل ادارى كمتر از مردان نيست
بنده بر اين باورم كه رسيدن زنان لايق و شايسته به ميزان مطلوب و در سطوح بالا براى جامعه ما كه در آن نظام اسلامى برپاست، از اهميت ويژهاى برخوردار است. زيرا وجود آنها در مقامات بالامدركى عينى بر اهميت دادن اسلام به زن و موقعيت او در جامعه اسلامى است و با اين كار مىتوان كليه تبليغات دشمنان اسلام را به اينكه اسلام زنان را از همه مزاياى اجتماعى و حقوقى و سياسى محروم كرده خنثى نمود
پرسش : آيا شركت زنان در كارهاى ادارى و اجتماعى منافاتى با رفاه و آسايش خانواده و تربيت فرزندان ندارد؟
پاسخ : اين را نبايد از نظر دور داشت كه ثبات هر جامعهاى منوط به وجود محيط خانوادگى متين و استوار است، از اين رو بايد براى
زنانى كه شايستگى تصدى مقامات و وظايف اجتماعى را دارند به گونهاى برنامهريزى شود كه ورود آنان در صحنههاى اجتماعى وسياسىموجب از بين رفتن رفاه و آسايش و استحكام خانواده نشود و نيز قرار گرفتن آنان در خانه به معناى دور كردن آنان از عرصههاى حيات اجتماعى نباشد